❤باتــــــــــــــلاق عشــــــق❤

 

 

 

 

 

 

 يكشنبه ي غم انگيز

تاشب دوام نمي اورم در تاريكي وسايه...

 

 

تنهايي مرا مي ازارد

 

با چشماني بسته تو از كنارم ميروي....

 

 

تو آرميده اي ومن تا صبح منتظر....

 

سايه هاي مبهمی را ميبينم....

 

از تو خواهش ميكنم به فرشته ها بگويي

 

 

كه مرا در اتاقم تنها بگذارند......

 

sunday gloomy

 

 

چه بسيار شنبه ها تنها در سايه ها

 

و من امشب خواهم رفت.......

 

چشمانم چون شمعي پر فروغ ميدرخشند

 

دوستانم برايم گريه نكنيد كه مزارم نور باران اس

 

 

به خانه بازميگردم.....جانم به لب رسيده

 

در سرزمين سايه ها تنها به خواب ميروم.....

 

sunday gloomy

 


تاريخ سه‌شنبه 21 شهریور 1391سـاعت 16:10 نويسنده lovemnsrs✖ ارسال نظر(1) ✖
яima

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران